به رنگ افکار

جایی برای افکاری که نمی‌دانند کجا بروند...

جسم خسته و دل غمگین

خیلی غمگینم؛ امروز تا الان فقط ۵ و نیم ساعت درس خوندم :(

البته منم زیاد تقصیری نداشتم؛ از صبح تا بعد از ظهر خیلیییی انرژیم پایین بود و خیلی خسته بودم (از لحاظ جسمی)؛ به قدری که حتی نمی‌تونستم دستامو بالا ببرم خودکارو بردارم 🥲

بعدشم که گفتم واسه اینکه سر حال شم برم یکم گیتار تمرین کنم بعدش بشینم خوب بخونم (آره جون خودت 😂)

و خب اونم که مثل ماده مخدر می‌مونه، همون‌که برش داشتم نفهمیدم چطوری زمان گذشت، و حدود ۴ ساعت از وقتم رو در عین چشم به هم زدنی از دست دادم و اینگونه شد که الان افسرده‌ی دو عالمم؛ با این حساب باید تا ساعت ۲ و نیم بیدار بمونم تا حداقل به ۸ برسه 💔

چیکار کنم؟!

امیدوارم به ساعت مطالعه‌های فیکس قبلی‌م برگردم؛ این هفته که تو ضعیف‌ترین ورژن خودم بودم؛ کاش یه راهی پیدا کنم؛ کاش بفهمم این افت از کجا آب می‌خوره! باید علتشو پیدا کنم.

حس عجیبیه‌؛ آیا این فقط یه تلقینه که مثل پارسال درس خوندن برام سخت شده؟!

این فکر بهم استرس می‌ده؛ ولی تو هر شرایطی نباید خودمو مجبور کنم یا تحت فشار قرار بدم؛ چون همیشه نتیجه عکس داده؛ فقط باید اجازه بدم که از این روزای انشالله کوتاه مدت عبور کنم تا دوباره انرژی‌م پر بشه.

بلورین سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۴ ، ساعت 23:41

آمارگیر وبلاگ

موزیک پلیر

ابزار امتیاز دهی